جایزه
|
جایزه | ||
عشق شايد تنها جايزه ي اين روزگار نامهربان است
كه براي بردنش نيازي به پارتي نيست !!
برايش مهم نيست كه تو "شاهي يا گدا" !
مردي يا زن ! هر چه كه هستي ، باش !
فقط تنها شرطش اين است كه
ارزش آن را بشناسي و حرمتش را نگه داري... | ||
|
جایزه | ||
عشق شايد تنها جايزه ي اين روزگار نامهربان است
كه براي بردنش نيازي به پارتي نيست !!
برايش مهم نيست كه تو "شاهي يا گدا" !
مردي يا زن ! هر چه كه هستي ، باش !
فقط تنها شرطش اين است كه
ارزش آن را بشناسي و حرمتش را نگه داري... | ||
*********
**************
********************
***************************
عید همه ی دوستای گل و مهربونم مبارک
.
*******************************************
*******************************************
:X:X:X:X:X:X:X:X:X:X:X:X:X:X:X:X:X:X:X:X:X:X:X:X:X:X:
خوشبخترين زن دنيا حضرت حوا است که نه مادر شوهر داره نه خواهر شوهر تازه شوهرشم ادم
.ظ): مصارف مهم اس ام اس در ايران : 1-پيغام هاي اورژانسي ( سر رات که داري مياي 2تا بربري بخر) 2- اطلاعات رساني( سر جلسه امتحان)" جيم درسته الاغ!" 3-پيغام هاي عاشقانه: "عزيزم ،قبل از خواب به ياد من مسواک بزن !" 4-جلوگيري از خشونت :"بدهکار محترم !اگه اين جا بودي خرخرتو مي جوييدم "! 5-فرستادن جوک :"يه روز يه يارو مي ره سربازي ،دور کلاش قرمزي
رشتيه داشت زنشو ميزد پليس بعنوان صدمه به اموال عمومي دستگيرش ميکنه
از شمع سه چيز آموختم : ?- ايستاده بميرم ?-بي صدا بميرم ?- به پاي يار بميرم
راضیم به خوشبختیت حالاباهرکی باشه… گرچه دل من تنها شده ولی یادتو باهاشه
عشق از دوست داشتن پرسيد: فرق من و تو چيست؟ پاسخ داد: من با يک سلام شروع مي شوم و تو با يک نگاه. من با يک دروغ از بين مي روم و تو با مرگ
اولين عشق يه دختر باشد
و خوش بخت ترين دختر كسيست که آخرين عشق يك پسر باشد !!![]()





سردی و گرمی٬سختی و راحتی٬غم و شادی و...
همه را با هم٬ یکجا در خود دارد...
اصرار بر اسرار نکن...
آتش آب را بخار میکند ،
آب اگر بر روی آتش ريخته شود،
آنرا سرد و خاموش میکند...
آتش همان ابليس و آب همان آدم است...
تصميمات آبکی زود بخار میشوند...![]()
گاه میخواهم غم را با تمام وجود٬از اعماق درونم،
با صدای بلند فرياد بزنم...
اما نيست گوشی٬
که آنرا بشنود...![]()
اگر زندگی زیبا بود. کودک هنگام تولد گریه نمیکرد .
عشق مثل يک ساعت شنی می ماند همزمان که قلب را پر می کند
مغز را خالی می کند!!!

زندگی جدولی است که اگر آن را پر کنیم جا یزه اش مرگ است.
وقتی به دنیا آمدم درون گوشم اذان گفتند. وقتی میمیرم برایم نماز می خوانند.
زندگی چقدر کوتاه است فاصله اذان تا نماز...
کاش از درد اين دنيا به جنون میرسيدم...
آنگاه مجنون میشدم و عشق ليلی تا ابد
در دلم میماند و با يادش خوش بودم...![]()
ــ مهربانی را در کودکی بیاب که آبنباتش را به دریاچه نمک انداخت
تا شیرین شود!![]()
و شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتی اما حال که به آن دعوت شده ای تا می توانی زیبا برقص!![]()
NEVER FROWN ,even when are SAD .because you never know who is falling with your SMILE.
ــ حتی زمانی که ناراحت هستی.اخم نکن و لبخند بزن ~شاید کسی عاشق لبخند تو بشه!!![]()
ديشب تو فكرت بودم كه يه قطره اشك از چشمام جاري شد........ از اشك پرسيدم چرا اومدي؟؟ گفت آخه تو چشمات كسي هست كه ديگه اونجا جاي من نيست!!
* خدا رو دوست دارم چون حرف هاي آدمو SEND TOO ALL نمي كنه! خدا رو دوست دارم چون هميشه ONLINE! خدا رو دوست دارم چون هيچ كس رو IGNORE نمي كنه و به همه اجازه مي ده ADDش كنند!![]()

خوابيدی بدون لالايی و قصه ..
بگير اسوده بخواب بی درد و غصه ..
ديگه کابوس زمستون نمی بينی ..
توی خواب گلای حسرت نمی چينی ..
ديگه خورشيد چهره تو نمی سوزونه .. 
جای سيلايی باد روش نمی مونه ..
ديگه بيدار نمی شی با نگرونی ..
يا با ترديد که بری يا که بمونی ..
رفتی و ادمکا رو جا گذاشتی ..
قانون جنگلو زير پا گذاشتی ..
اينجا قهرن سينه ها با مهربونی ..
تو تو جنگل نمی تونستی بمونی ..
دلتو بردی با خود به جای ديگه ..
اونجا که خدا برات لالايی می گه .. ![]()
گفتي:
"بيا همه چيز را فراموش كنيم
و دوباره آغاز كنيم"
و من
تو را فراموش كردم
همه چيز را فراموش كردم
زمان به عقب بازگشت
و من هنوز
آن اتفاق بعيد را
انتظار مي كشم !!!

ديگر نيا
حرف هايم ، آنقدر زياد بود
كه مجبور شدم فراموش كنم
تو كه فراموش نكرده اي؟
اگر هم فرصتي باشد
مال من نيست
يادت هست؟
من تمامي فرصت ها را
به تو بخشيدم !!!!![]()

دلم میخواهد که عشقی واقعی را به دست بياورم...عشقی که با محبت
و احترام متقابل توام باشد...عشقی که تمام نفس و دنيايم باشد...
اميد زندگیام باشد...و عشقی که در آخر به اشک و آه و بغض و
خداحافظی ختم نشود...میترسم...از عاشق شدن میترسم...!!!
با همان قدرتی که می خواهم کفر بگویم
می خواهم مجازات کنم
با همان قدرتی که می خواهم ببخشم
می خواهم هدیه کنم
با همان قدرتی که از آغاز با من بود
می خواهم پیروز شوم
آخر نمی توانم پیروزی آنان را بر خودم ببینم.
؛الساندرو پانالوگیس؛
الفبا برای سخن گفتن نیست
برای نوشتن نام توست !
اعداد پیش از تولّد تو به صف ایستادند،
تا راز زاد روز تو را بدانند !
و دست های من
برای جستجوی تو پیدا شدند !!![]()
من چه میدانستم
که سرانجام صبح میشود
از من نپرسید
هر سؤال شما
محاکمهی من در این سرما است
من دیگر
از یاد میبرم:
دریا را
انگور را
سفر را
سفره را
پالتوی بارانی را
نشانی آن خیابان را
از یاد برده بودم
که تو در روزهای جمعه
از آن عبور میکردی
چه شبهای بسیار
که چهرهي ترا
از دریا بیرون کشیدم
بر چشم نهادم
فاصلهي من تا مرگ
یک لیوان خالی از آب و گُل بود
دستانم
به صید مرگ
و صدای ساز تار
و عطر اطلسی میرفت
گمان داشتم
به صبح میرسیم
رسیدم
دریغ ـ
فقط آه بود و صبحانه.
می دونی فرق تو با عشق و گل و زندگی چیه ؟
عشق یک کلمه است ولی تو معنای اونی
.زندگی یه اجباره ولی تو دلیله اونی
و گل یه گیاهه ولی تو عطر اونی
!!![]()